درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

p

واژه شناسی: MORPHOLOGY

واژه چیست؟

مفهوم واژه و ارایه تعریفی کارآمد از آن کار ساده‌ای نیست و دشواری این کار از تحلیل ساده‌ترین داده‌های زبانی آشکار می‌شود، هرچند اهل زبان به طور شمی مفهوم واژه را می‌شناسند و از این واحد ساختاری در تولید جمله‌ها (نحو) استفاده می‌کنند.

اصطلاح واژه را می‌توان در دو مفهوم به کار برد: یک مفهوم آن صورت انتزاعی و ذهنی است که در نظام درونی زبان قرار دارد، و مفهوم دیگر آن به کاربردهای مختلف بر اساس ضرورت‌های نحوی باز می‌گردد که از آن با عنوان صورت‌واژه word-form یاد می‌شود. مجموعه واژه‌های ذهنی را در مطالعات زبان‌شناختی نوین، واژگان lexicon می‌نامند و به هریک از آن‌ها تکواژ قاموسی lexeme می‌گویند.

واژگان lexicon صرفاً فهرست واژه‌های زبان نیست بلکه اطلاعاتی را نیز از نظرگاه‌های گوناگون در مورد واژه‌ها در بر می‌گیرد که عبارت‌اند از:

1. از نظر آوایی]/واجی[: واژه یک ساخت آوایی است که از یک یا چند هجا تشکیل شده، دارای یک تکیه است و در آغاز و پایان آن یک درنگ juncture وجود دارد، یعنی می‌توان در آغاز و پایان آن سکوت کرد. آواشناسی و واج‌شناسی ... ساختار و الگوی نظام‌مند صداها در زبان انسانی را مطالعه می‌کنند. اطلاعات واجی نشان‌دهنده‌ی چگونگی تلفظ واقعی واژه در گفتار است.

2. از نظر نحوی: که در آن ساختار درونی جملات و روابط میان اجزای درونی آن‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد. برای نمونه در زبان فارسی فارسی‌زبانان می‌دانند پس از حرف اضافه "به" گروه اسمی قرار می‌گیرد.

3. از نظر معنایی: عبارت است از یک واحد معنایی که بر یک یا چند مفهوم دلالت دارد. معناشناسی ... ماهیت معنایی واژگان منفرد و معنای واژگان گردآمده در گروه‌ها و جملات را بررسی می‌کند. برای نمونه واژه برادر هم در معنای نسبی و در معنای عام معنوی، یا واژه میش که معنای مؤنثی از آن متبادر می‌شود و قوچ معنای مذکری.

4. از نظر املایی: عبارت از وحدت املایی است، به این معنی که در نوشته معمولاً فاصله‌ای در دو طرف آن رعایت می‌شود.

5. از نظر کاربرد شناختی: که در آن استفاده از واژگان (گروه‌ها و جملات) در بافت بالفعل کلام بررسی می‌شود. برای نمونه واژه داداش که علاوه بر کاربرد نسبی آن در عبارتی همچون "برو، داداش!" کاربردی عتاب‌آمیز دارد.

6. از نظر ساخت صرفی: که موضوع اصلی بحث این نوشته است، تمامی اطلاعات مربوط به ساخت و سازه‌های تشکیل‌دهنده‌ی واژه‌ی غیربسیط را در بر می‌گیرد. برای نمونه واژه دانشگاه /dânešgâh/ از سازه‌های /dân/، /eš/ و /gâh/ تشکیل شده است. به هریک از این سازه‌های تشکیل‌دهنده واژه‌ی غیربسیط تکواژ morpheme می‌گویند. به عبارت دیگر تکواژ کوچک‌ترین سازه‌ی معنادار یا نقش‌دار واژه است.



واژه‌شناسی (یا ساخت‌واژه/صرف/morphology) چیست؟

واژه‌شناسی مطالعه‌ی ساختار درونی واژگان است، و از آن‌جا که این مطالعه در دو سطح ساختار آوایی درونی phonological structure و معنای واژه‌ها صورت می‌گیرد، می‌توانیم بگوییم واژه‌شناسی مطالعه‌ی تغییر همگام نظامند واژه‌ها از نظر صورت و معنا است. برای مثال در گروه‌واژه‌های مردها، دردها، زردها علاوه بر تمایز آوایی‌ای که میان این واژه‌ها با واژه‌هایی همچون کردها، چترها و ... می‌بینیم، شاهد آن هستیم که آوای /hâ/ جزء مشترک این واژه‌ها دال بر یک مؤلفه‌ی معنایی است و به تعدد در همان دسته از موجودات اشاره دارد. به واژه‌هایی مانند مردها، دردها واژه‌های مشتق complex words می‌گویند.

از این رو، این مطالعه و تحلیل نوعاً شامل شناسایی و تشخیص اجزای واژه‌ها، یا، به بیانی فنی‌تر، سازه‌های واژگان constituents of words)) است. از این رو تحلیل ساخت‌واژی در وهله‌ی اول شامل شکستن واژه‌ها و رسیدن به اجزای آن و کشف قواعد حاکم بر باهمایی co-occurrence این اجزاء است. همان طور که پیش‌تر گفتیم، به کوچک‌ترین سازه‌های معنادار یا نقش‌دار واژه‌ها تکواژ morpheme می‌گویند. از این رو می‌توانیم بگوییم واژه‌شناسی مطالعه‌ی ترکیب تکواژها برای تولید واژه‌ها است.



انواع تکواژ:

لطفا روی " ادامه مطلب " كلیك كنید!!

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :پویان پوروزیری
پنجشنبه 12 خرداد 1390-03:03 ب.ظ
نظرات() 

A Nice English Article in Linguistics

Not everyone says "um", "er" or "ah" when they hesitate while speaking. It depends upon the language.

For example, speakers of Mandarin Chinese often say"zhege" which roughly translates as “this”. In English we say "um", "er", "ah", or other vocalisations for reasons that linguists are not entirely sure about. "Um", "er", and “ah” contain what linguists call "neutral vowel sounds" making them among the easiest sounds to make.

It may be that they can be said without a great deal of thought too. So that may be part of the answer. "Um", "er", and "ah" are what linguists call "fillers". "Fillers" help conversations continue smoothly.

Although we may not consciously realise it, in a two-person conversation, people speak by taking turns. When someone thinks it is their turn to talk, they do. Otherwise, they listen. A two-person conversation becomes like a tennis match. Inevitably there are short periods of silence as people pause to let the other person take over the speaking. But sometimes a speaker doesn’t want to give up their turn and instead wants a little extra time to think about what they’re going to say next. They use a “filler” to signal this.

When a listener hears the “filler”, they continue listening rather than start talking. “Um”, “er”, and “ah” are examples of phonemes. In linguistics, phonemes are the smallest meaningless speech sounds humans make. The smallest meaningful speech sounds humans make are called “morphemes”. Everything we humans say is either meaningless or meaningful. A lot of people never learn the difference


منبع: وبلاگ linguist87.blogfa.com


نوشته شده توسط :پویان پوروزیری
یکشنبه 8 خرداد 1390-02:57 ب.ظ
نظرات() 

گفتمان و ترجمهa-B

زمزمه های مربوط به عدم تعلق متن به نویسنده از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده بود. در این دوره بود که اینجا و آنجا گفته می شد که متن صرفا محصول گذشته و تجربه و محیط نویسنده  نیست و معتقد بودند که این نوع نگاه به متن نگاهی ذهنی است. کم کم این برداشت شکل گرفت که نگاه عینی آن است که فقط متن و موارد موجود در آن قابل تحلیل است. متن ساختاری یکپارچه است که رمز آن می بایست کشف شود. کاشف خواننده بود و ابزار کشف معیارهای زیباشناختی خود او. پاگرفتن نهضت ادبی فرمالیستهای روس در اوایل قرن بیستم و تاثیری که کارهای یاکوبسن بر جای گذاشت سبب شد که متن هویتی انکارناپذیر بیابد. به تدریج برخی از زبانشناسان درباره ی تحلیل جمله به عنوان واحد زبان تردید کردند و معتقد به واحدهای بزرگتری شدند. هستی متن در حد یک نظام ارزشی تثبیت شد و گفته می شد که معنای هراثر به هیچ وجه آن نیست که نویسنده  قصد کرده است.

هویت یافتن متن و تحلیل زبان در واحد های بزرگتر از جمله و، به عبارت دیگر، پیدایش زبان شناسی کلان   ترجمه را از تاثیر خود دور نداشت. هنگامی که این نتیجه حاصل شد که واحد تحلیل چیزی بیش از جمله است، چگونه می شد به این اصل پایبند ماند که واحد ترجمه جمله است؟ مسیر تکوین گفتمانها وحاصل آنها یعنی متن در زبانها متفاوت بودواین امر به طور طبیعی مانع از این بود که متنی درست و دست نخورده از زبانی به زبان دیگر منتقل شود. نایدا و کتفورد و نیومارک وارد مبحث متن به معنای نوین آن نمی شوند و جرح و تعدیلات مورد نظرآنها بیشتر در چارچوب واژگان و جمله است. یکی از تفاوتهای تحلیلهای گفتمانی ترجمه با نظریه های قبل از آن شاید این باشدکه تحلیل های گفتمانی در جهت دستیابی به متن هموار آزادی بیشتری به مترجم می دهد. نگاه کل گرایانه به متن اصولا بینشی به مترجم می دهدکه در فرایند رفتن از جمله ای به جمله دیگر به دست نمی آِد. این نگاه ازمتن فراتر می رود و بافت رانیز دربرمی گیرد. بافت در اینجا چنان معنایی عمیق و گسترده دارد که  حتی برخی در برشمردن ویژگیهای آن ،محلی را که مطلب در آن منتشرمی شود در زمره ی ویژگی متن می آورند. بااین معنی، چنانچه مقاله ای واحد در کیهان یا اطلاعات منتشر شود معنای آن با هم متفاوت خواهد بود.  چنین برداشتی از متن مسلما وظیفه ی مترجم رامشکل تر خواهد کرد. ترجمه ی کلمه به کلمه یا جمله به جمله ی یک متن آسانتر ازترجمه ی آن به صورتی است که بتوانددر قالب متنی سازوار درفرهنگ و زبان گیرنده ظاهرشود. صورت اول ممکن است متن نشود هرچند ترجمه ی دقیق متن مبدا باشد. باگسترش یافتن زبان شناسی نو، مکتب لایپزیک شکوفا شد و ترجمه  واژه به واژه جای خود را به مدل گشتاری داد. آلبرشت نوبرت واحد ترجمه را کل متن اعلام کردو مدلی ارائه داد  که به «مدل سر-ته»((Top-down model معروف است. در این مدل مترجم ابتدا کل متن را بررسی می کند و آنگاه برمی گردد و واحد متناسب با آن را برای ترجمه برمیگزیند. 

 



نوشته شده توسط :سجاد سالمی
شنبه 16 بهمن 1389-04:49 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات