تبلیغات
انجمن زبان انگلیسی آوا - آش نخورده و دهان سوخته
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

p

آش نخورده و دهان سوخته

روزی شخصی به خانه یكی از آشنایانش رفت. صاحب خانه آش داغی برای او آورد. مهمان هنوز دست به سفره نبرده بود كه دندانش درد گرفت و از شدت درد، دست، جلو ی دهانش برد. صاحب خانه به خیال اینكه چون مهمان عجله كرده و  مهلت نداده تا آش سرد شود دهانش سوخته است، به او  گفت: « اگر صبر می كردی، آش سرد می شد و دهنت نمی سوخت. » مهمان از شنیدن حرف صاحب خانه، عرق شرم به پیشانیش نشست و در جواب گفت: « بله آش نخورده، دهان سوخته».



نوشته شده توسط :پویان پوروزیری
یکشنبه 14 آذر 1389-12:35 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر