تبلیغات
انجمن زبان انگلیسی آوا - زبان چیست؟
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

p

زبان چیست؟

 

تعریف زبان به نحوی که مورد قبول همه ی زبانشناسان و دیگر دانشمندانی باشد که با زبان و مطالعه ی آن سر و کار دارند ، مقدور نیست. این اشکال از طبیعت خود زبان ناشی میشود.زبان پدیده ی بسیار پیچده ای است که مطالعه ی آن را نمیتوان به یک قلمرو علمی خاص محدود کرد.

زبان مهمترین وسیله ای است که میتواند افراد جامعه را به هم بپیوندد: به بیان دیگر ، زبان مهمترین نهاد اجتماعی است،بر پایه ی همین مسله دقیقتر است که بگوییم«زبان آن نهاد اجتماعی است که از نشانه ها استفاده می کند.(1)».بنابراین، جامعه شناسان و مردم شناسان به خود حق می دهند زبان را از دیدگاه خود تعریف کنند. از دیدگاه روانشناسان، زبان عامل یا وسیله ای است که کردار فرد را به نمایش می گذارد. هر نویسنده ای به تناسب ساختار روانی و درونی خود زبان را دستمایه ی تصویر باطن خود می سازد و بدین سان الگوی سنجش شخصیت نویسنده، زبان نگارش اوست.

    در زمینه ی منطق نیز باید یادآور شد که مباحث منطقی در حقیقت مباحث زبانی هستند. مبانی منطق از زبان استخراج شده است و کسانی تا آنجا پیش رفته اندکه گفته اند مردمی که دارای زبان متفاوت باشند، دارای منطق متفاوت هستند.

    فعالیت فیلسوف برای شناخت جهان بیرون و دنیای درون انسان از دو طرف به زبان محدود میشود: از یک طرف، زبان میدان اندیشه ی فیلسوف را محدود می کند. از طرف دیگر او ناچار است اندیشه های خود را به زبان جاری کند، و در اینجا نیز زبان به  او محدودیت هایی را تحمیل می کند. در سالهای اخیر که انتقال صوت به وسیله ی دستگاه های الکترونیکی میسر شده است، زبان مورد مطالعه ی گروه تازه وارد دیگری به نام مهندسان ارتباطات قرار گرفته است. این عده بیشتر با خصوصیات فیزیکی زبان سرو کار دارند. اینان می خواهند بدانند خصوصیات فیزیکی یا اکوستیکی صداهای زبان درهنگام انتقال بوسیله ی تلفن، رادیو، تلویزیون و غیره از فاصله های دور و نزدیک چگونه عمل می کنند.

  اینک زبانشناسان، زبان را نه به خاطر ارتباط آن با موضوعات دیگر بلکه به خاطر خود زبان مورد مطالعه قرار می دهند.تعریف هایی که این دانشمندان از زبان کرده اند بر طبیعت واقعی زبان بیشتر تاکیدمی کند ، ولی تعریف زبان حتی در این قلمرو  محدود هم کار ساده ای نیست. زبان آنچنان پیچیده و دارای ابعاد گوناگون است که گنجاندن تمام خصوصیات آن در یک تعریف غیر ممکن است. بنابراین، زبانشناسان هم بر اساس زمینه ی فکری خود و مکتب خاصی که به آن تعلق دارند از زبان تعریفهای متفاوتی کرده اند.

گاهی نیز ممکن است دو تعریف از دو زبانشناس، ظاهراُ وجوه مشترکی نداشته باشند. به عنوان مثال بلاک وتریگر (1942:5) زبان را چنین تعریف کرده اند:«زبان نظامی است از نمادهای آوایی قراردادی که بوسیله ی آن اعضای یک گروه اجتماعی همکاری می کنند.» ولی چامسکی در کتاب ساختهای نحوی (1956:13) زبان را بدینگونه تعریف می کند:«از این پس من زبان را مجموعه ای (محدود یا نا محدود)از جمله ها می دانم که هر کدام از آنها از نظر طول محدود است وازمجموعه ای عناصر محدود تشکیل شده است.»  بطوریکه ملاحظه میشود وجوه افتراق این دو تعریف که هر دو را زبانشناسان ارایه ِِکرده اند ظاهراِّ بیش از وجوه اشتراک آنها است. بانگاهی ژرفتربه زبان،همچنانکه نظرفردیناند دوسوسورزبانشناس فرانسوی است،آشکارمیشودکه زبان تنهامجموعه ای ازصداهاوواژه هانیست،بلکه شبکه ای از روابط است که برروی هم نظام یاسیستمی رابوجودآوردهاند.به قول سوسور زبان یک دستگاه منظم است (2).

.............................................................................................

(1):نجفی، مبانی زبانشناسی، ص10_3

(2):م.ر.باطنی نگاهی تازه به دستور زبان فارسی،ص79

 

 



نوشته شده توسط :سجاد سالمی
دوشنبه 17 آبان 1389-06:01 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر