تبلیغات
انجمن زبان انگلیسی آوا - " دشت " از فریدون مشیری
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

p

" دشت " از فریدون مشیری

                    

در نوازشهای باد

در گل لبخند دهقانان شاد

در سرود نرم رود

خون گرم زندگی جوشیده بود

نوشخند مهر آب

آبشار آفتاب

در صفای دشت من کوشیده بود

شبنم آن دشت از پاکیزگی

گوییا خورشید را نوشیده بود

روزگاران گشت و گشت

داغ بر دل دارم از این سرگذشت

داغ بر دل دارم از مردان دشت

یاد باد آن خوشنوا آواز دهقان شاد

یاد باد آن دلنشین آهنگ رود

یاد باد آن مهربانی های باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

 دشت با اندوه تلخ خویش تنها مانده است

زانهمه سرسبزی و شور و نشاط

سنگلاخی سرد بر جا مانده است

آسمان از ابر غم پوشیده است

چشمه سار لاله ها خوشیده است

جای گندم های سبز

جای دهقانان شاد

خارهای جانگزا جوشیده است

بانگ بر میدارم از دل

خون چکید از شاخ گل باغ و بهاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

سرد و سنگین کوه می گوید جواب

خاک خون نوشیده است



نوشته شده توسط :پویان پوروزیری
چهارشنبه 24 آذر 1389-11:06 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر