تبلیغات
انجمن زبان انگلیسی آوا - مولانا آریاییست..............
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

p

مولانا آریاییست..............

چند سالی است که کشورهای همسایه در صدد ثبت مفاخر فرهنگی و تاریخی خاک آریایی مان به نام خود هستند. که تغییر نام خلیج فارس، معرفی زکریای رازی، ابو علی سینا و ابوریحان بیرونی به عنوان دانشمندان عرب و در چند ماه اخیر شدت گرفتن معرفی مولانا به شاعر ترک و عرب از جمله این موارد است. حال در جهانی که فرهیختگان و چهره های فرهنگی و ادبی هر ملتی سرمایه های گران بهائی برای کشورها محسوب می شوند از یکسو، بین المللی شدن محبوبیت مشاهیر، که خود نمونه ای از انتقال فرهنگ در عصر جهانی شدن و جنگ ادیان و تمدن هاست از سوی دیگر و دندان تیز شده ترکها و عربهای همسایه، هر گونه سهل انگاری مردم و مسئولین را در گمنامی و غیر ایرانی جلوه دادن مشاهیر آریایی نمی پذیرد و باز هم افسوس که شناخت بسیاری از مشاهیر ما در جهان عمدتاً مرهون زحمات و خدمات غیر ایرانی هاست و اگر در آمریکا، کشوری که با روی پرده بردن فیلم ضد تمدنی سیصد، تمدن و فرهنگ و بزرگان فرهنگی مان را زیر سوال برده اند، تیراژ فقط یک ترجمه ی ناقص از مولانا 500 هزار است، ناشی از معرفی ایرانی و فرهنگش از سوی غربیان نا آشنا با فارسی اند و آیا ایرانی که خود تمدنش را زیر سوال ویرانی می برد اجازه می دهد افرادی چون حافظ و مولانا و یک یک زنجیره های فرهنگی بسته شده به تیر آزادی آرش کمانگیر، مسرتی برای آریائی زاده باشد و یغمائی باد آورده و فرصتی برای کشوری چون ترکیه؟
یونسکو هر دو سال یکبار تعدادی از معاریف و بزرگان علم و فرهنگ را طی قطعنامه ای مصوب پاس می دارد و سال 2007 هشتصدمین سال تولد مولانا جلال الدین محمد بلخی نیز جزء بزرگان پاس داشته شده، معرفی شده است که پیشنهاد آن از سوی ترکیه به نام مولانای رومی مطرح گشته و سه کشور مصر، ترکیه و افغانستان مسئول مراسم بزرگداشت مولانا شده اند.و شاید تنها تلاش ایران تغییر نام مولانای رومی به بلخی رومی در یونسکو است هر چند اعطای مراسم بزرگداشت به سه کشور نامبرده نیز از سوی مسئولین ایرانی رد شده است.
کشور ترکیه به علت وجود آرامگاه مولانا در قونیه و مدعی شدن وجود مقبره شمس در قونیه مبنی بر اینکه عده ای شمس را کشته و در چاهی در قونیه انداخته و همچنین نزدیک بودن رقص سماع به رقص شامان ترکها، مولانا را ترک و آنگونه که می خواهند معرفی می کنند. این در حالی است که مولانا در شهر بلخ متولد شده و تمام اشعار او به زبان پارسی است و اگر شعری به زبان دیگر دارد در ضمن غزلها و مثنوی فارسی اوست و حتی در خود ترکیه آثار او جزء ادبیات فارسی جا گرفته و دایره المعارف ها نیز او را شاعر و متصوف پارسی معرفی می کنند. دکتر محمد امین ریاحی (استاد پیشین دانشگاه تهران) طی مقاله ای به طور مستند مدفن شمس تبریزی را در ایران و شهرستان خوی در محلی به نام مناره ی شمس اثبات می کند که متاسفانه از نظر توجه به عنوان آثار باستانی باز هم از سوی مسئولین در مضیقه قرار دارد. اما به حق می توان گفت که تبدیل شدن شهر قونیه به شهر توریستی به خصوص توریسم عرفانی نیز رهگذری بر آکنده شدن نام مولانا در جهان دارد به طوری که روزنامه ی سان فرانسیسکو می نویسد: اگر می خواهید با محبوبترین شاعر روز آمریکا آشنا شوید بایستی یک هواپیما سوار شوید و به قونیه بروید جائی که آرامگاه مولوی بلخی معروف به رومی است. این در حالی است که برخی اعراب نیز مولانا را عرب می دانند چون در چند کتاب قدیمی مثل «البکری» نسبت او به ابوبکر رضی(ع) رسیده است.
و آیا ایرانی که خود تمدنش را زیر سوال ویرانی می برد مولانا را به فرصتی برای ترکیه و دریغی برای ایران مبدل می کند؟ تاثیر اندیشه های عرفانی و بیان شاعرانه ی مولانا به ملل اسلامی محدود نشده و اندیشه های بی مرز و بی زمانش به ملل اروپائی نیز راه یافته است. وسعت اندیشه و گستردگی اقوال مولانا و شخصیت چند بعدیش نیز سبب شده که علاقه مندان در اطراف کره خاکی به تحقیق و پژوهش در آثارش پرداخته و آنها را به زبانهای آمریکائی- انگلیسی- آلمانی- فرانسه و ترکی ترجمه کند. بسیاری از غربیان از آنجاکه اصولا دین و آئین را مخالف علم و روشن اندیشی میدانند نیاز به زبانی آسانتر و آشناتری دارند که همان مفاهیم روحانی واخلاقی و حتی دینی را بشنوند، در اینجاست که قالبها و مکاتیب مختلفی مدعی بر آوردن این حاجاتند که از آن میان مکتب صوفیه و مولانا خواهان بیشتری دارند . ادوارد براون (شرق شناس انگلیسی) در اواخر قرن نوزدهم با سفر به ایران متوجه شد که عمده مسائل دینی و روحانی در محافل درسی ایران مربوط به مسائل عرفانی است وی در ضمن تحقیقاتش دریافت دو شخصیت بیش از سایر عرفا صاحب نفوذند یکی محی الدین ابن عربی و دومی مولانا که همه ی عرفا ریزه خوار سفره ی فکری اویند. او توجه به این عرفا را به شاگردانش گوشزد کرد و شاید باعث معرفی بالاخص مولانا به کشورهای انگلیسی زبان است به طوری که رینولد نیکلسون شاگرد او به چاپ و ترجمه مثنوی پرداخته. نیکلسون اولین مصحح و مفتح مثنوی به زبان فارسی و با ترجمه کامل انگلیسی و دو جلد شرح بر بعضی لغات و اصطلاحات آن جمعا در 8 جلد در دانشگاه کمبریج بوده است(1921- 1907) این چاپها آنقدر عالی بود که مورد توجه حتی ایرانی ها قرار گرفت و بعد از نزدیک به 100 سال هنوزچاپ و مورد استفاده قرار می گیرد.
و آیا ایرانی که خود تمدنش را زیر سوال ویرانی می برد مولانا را به فرصتی برای ترکیه و دریغی برای ایران مبدل می کند؟
مولانا در فرانسه: در میان پژوهشگران فرانسوی مروویچ ، الیاده، کربن،ژامبه و راندوم در بخشهای عرفان شعر، تاریخ فلسفه، وهنر مولانای ایرانی فعالیت کرده اند که تاثیر مولانا و کلام او بر این بزرگان در آثارشان قابل شهود است. قابل ذکر است که هر ساله با آغاز سال تحصیلی در فرانسه، هفته فرهنگهای خارجی برگزار می شود که جنبش فرهنگی پاریس امسال را با نام مولانا آغاز کرد.
مولانا در آلمان: شاید هامر از نخستین کسانی بود که مولانا را به اروپا شناساند. هامر شخصی است که در گسترش ادب فارسی در اروپا جایگاه مهمی دارد. آری هم او بود که حافظ را به گوته شناساند و مهمترین تاثیر شعر فارسی را به شاعر بزرگ اروپائی صورت داد و باز هم، هم او بود که مولوی و اشعارش را به هموطن و شاید رقیب گوته، «روکرت» معرفی کرد و این نویسنده بزرگ آلمانی نیز به جمع علاقه مندان مولوی و ادب فارسی پیوست و با الهام از این شاعر نامی مجموعه اشعار غربی شرقی را به چاپ رساند که اولین کتاب ادبی آلمان محسوب می شد. می توان با افتخار گفت درست همان زمان در همان کشور که گوته به حافظ می پرداخت روکرت به مولانا عشق می ورزید اما چون او توانمندی شعری گوته را نداشت مانند گوته نامور نشد. از دیگر برجستگیهای مثنوی مولانا حفظ دیالکتیک (فلسفه) عرفانی در رگ رگ شعر اوست. در واقع پس از هرالکیت یونانی(400 ق.م) مولانا دومین شخص است که به دیالکتیک پرداخته و آن را کامل کرده است. وقتی شاعر نامدار، میشل آلمانی برخی از اشعار مولانا را ترجمه کرد و این ترجمه به دست هیگل افتاد هیگل نیز از فلسفه ی مولانا تاثیر پذیرفت و تئوری خود را تکامل بخشید. وی هنگامی که از رابطه دیالکتیکی روح و طبیعت دم می زد بی شک متوجه اشعار مولانا بوده است. هیگل در اوایل سده 19 می نویسد: مولانا شخصیتی است قابل هر گونه ستایش. بی شک چنین است از برکت اندیشه های انسانی و بلند دیالکتیک مولوی که تا امروز غریب به یک میلیون جلد مثنوی به همان ترجمه قدیمی استاد نیکلسون در آمریکا و اروپا به چاپ رسید.
و آیا ایرانی که خود تمدنش را زیر سوال ویرانی می برد با این همه شهرت باز هم مولانا را به فرصتی برای ترکیه و دریغی برای ایران مبدل می کند؟ (روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)

مولانا در آمریکا:
و اما بیش از همه تاثیر مولانا بر سرزمین آمریکا، جالب و باورنکردنی است.
رابرت بلای، شاعر مطرح و برنده جایزه ملی کتاب آمریکا و مترجم چیره دست که با ترجمه هایش پابلونرودا و دیگه را به آمریکا شناساند، می گوید: ما در امریکا دچار مادی گرایی هستیم و رهائی از آن را مدیون حافظ و مولوی هستیم و باز در جائی دیگر با افتخار پشت تریبون سخنرانی اذعان می دارد: ما از شما ایرانیان شکر دزدی می کنیم من شکر دزدی را بسیار دوست دارم من وقتی ترجمه می کنم شکر دزدی می کنم. و اما دوست بلای، کلمن بارکس مدرس شعر و ادبیات دانشگاه های معروفی چون جورجیا که معروفترین باز سرائی انگلیسی اشعار مولانا را در جهان دارد برای دریافت دانشنامه ی دکترا طی سفری در اصفهان گفت: اقتباس من از اشعار مولانا بیش از نیم میلیون نسخه در آمریکا به فروش رسیده که از این بابت مسرورم و اما من امروز اینجا هستم تا درباره ی محبوبیت مولانای شما در آمریکا سخن بگویم به خصوص به محبوبیتش در ده سال گذشته. هر چند کسی به راستی دلیل این محبوبیت را نمی داند اما شاید بتوان گفت که ما آمریکائی ها به دنبال یک انسان واقعی هستیم و این انسان در مولانا تجلی یافته یا شاید هم احساس تنهائی در میان آمریکائیها مولانا را به محبوبیت رسانده او همچنین با آب و تاب تمام به ایجاد جنجالی که بعد از ترجمه تنها 21 بیت از بخشهائی از دفتر سوم مثنوی در آمریکا به پا شد سخن به میان آورد و از مولانا به خاطر یاد دادن عشق ورزی به مردم کشورش تشکر کرد.
گیو گووس شاعر شیکاگوئی نیز از جمله تاثیر پذیران مولوی است. مجموعه شعر رومیات او در ستایش مولانا و با همان سبک اشعار مولانا سروده شده است که با هدف تجلیل از شاعر و عارف بزرگ ایرانی و از سوی دیگر، حمله به جورج بوش می باشد. گیو گووس می گوید: برای اینکه خودم را ببینم چشمهایم را کاملا باز نگه می دارم و آنچه جهان امروز به آن نیاز دارد تنها مولاناست و مولانا و رومیات.
دکتر فرانکین لویسین، نیز از تاثیر مولانا بر دانشگاهیان و چهره ای از مولانا که در بین مردم عادی و جوانان آمریکائی شهرت یافته اظهار تعجب کرد. امروزه در امریکا خانقاه های بسیاری بوجود آمده و حتی صدها هزار نفر پیرو دارد و این اظهار تعجب و بررسی به رسانه های آمریکا نیز سمت و سوی نظر پردازی می دهد. روزنامه ی گاردین در بررسی دلایل محبوبیت مولانا شاعر مشهور ایرانی درغرب می نویسد: این موضوع تقریبا باور نکردنی است که در دنیای حادثه ی 11 سپتامبر، بن لادن و برخورد تمدنها، پرفروش ترین اشعار در ایالات متحده آمریکا هیچ یک از غولان ادبیات آمریکا مثل رابرت فراست، رابرت لوون و الاس استیونز و نه حتی شکپیر و هومر و لانند و هیچ یک از شاعران اروپائی نبوده، بلکه به گونه ای شگفت آور اشعار کلاسیک یک روحانی مسلمان که قرنها پیش به آموزش قوانین شریعت اسلامی اشتغال داشته است باشد.
لس آنجلس تایمز نیز می نویسد: این داستان باور نکردنی است اما نه آن اندازه عجیب که مولانا خود نیز به گونه ای اسرار آمیز از یک محقق و مقاله نویس فقه اسلامی به یک گورویی معنوی(مرشد) در آمریکای مدرن مبدل شده. این روزنامه می افزاید اشعار مولانا به صورت مجموعه ای برگزیده با عنوان رستاخیز رومی(بلخی) به وسیله ی کلمن بارکس به انگلیسی ترجمه شده وطی چند سال اخیر به صورت موزیکال به وسیله کسانی چون مدونا، گلودیی هاون و دمی موری اجرا شده و در فهرست پر فروش ترین آثار قرار دارد.
و آیا ایرانی که خود تمدنش را زیر سوال ویرانی می برد با این همه شهرت مولانایش، باز هم او را به فرصتی برای ترکیه و دریغی برای ایران مبدل می کند؟

رقص سماع:
مراسم سماع نیز یکی از جلوه های بی نظیر مراسم مولاناست که در نوع خود طرفداران زیادی دارد که نوشتن از آن در کنار نام پر آوازه و جهانی مولوی خالی از لطف نیست. مراسم معنوی رقص سماع عشق معنوی انسان و برگشت بنده به حق و رسیدن انسان به ملکوت را متبلور می کند. رقاص سماع در سر یک کلاه (به نشانه ی سنگ قبر) و بر تن یک عبا (به نشانه کفن) دارد که با در آوردن خرقه حقیقت واقعی (باطن) جلوه می کند. در موقع رقصیدن با دستانی باز دست راست را به مانند اینکه دعا می کنند برای بدست آوردن کرم الهی، باز می شود و چشمان با نگاه کردن به دست چپ که رو به پائین است، لطفی که از حق گرفته است را با مردم تقسیم می کند. رقاص رقص سماع از راست به چپ می چرخد. امروز نیز با 72 دور چرخش خود به 72 ملت دنیا با عشق و مهر و عطوفت آغوشش را باز می کند موسیقی نزد مولانا اساس زندگی است و در دیاری که (ایران و اسلام) موسیقی حرام بود بسیاری از عرفا و صوفی ها با تمام فشار آن را حفظ کردند مولانا از این جنبه بیش از سایر عرفا باید محل درنگ باشد.

خدایا مطربان را انگبین ده
برای ضرب، دست آهنین ده
چو دست و پای وقف عشق کردند
  تو هم شان دست و پای آهنین ده
و در آخر اینکه :
این روزها فرهنگ ایران دست خوش اصطلاح بالغ یا نابالغ تهاجم فرهنگی است اما مفاخر همین فرهنگ جنبه های فرهنگی، ملی و حتی دینی ما را به ساده ترین شکل ممکن انعکاس می دهد(تنش میانجی گری عرفان اسلامی در برقراری پیوند میان دو دنیای شرق و غرب غیر قابل انکار است و در میان این آشفته بازار تمدنها صوفیه یا تصوف اسلامی در عصر بحران زده کنونی به عنوان سهل الوصول ترین شکل تسامح و تکثر گرایی اسلامی، ارزش واحد و پلی مشترک میان غرب و شرق است) (روزنامه گاردین)
و اما ایران ما، کشوری که زیر سوال ویرانی تمدن خود کمر خم کرده است و منِ ایرانی تا کی تاوان بی توجهی امور مهمی چون این پاسداشت بین المللی را با توجه به محبوبیت، لیاقت ، حیثیت و آینده ی ثبت شده قابل پرداختیم.
تیتر خوانش اشعار مولوی در کلیسا و موزه میراث آستوریا و سمینار بزرگداشت مولوی در ویرجینای آمریکا و بر پرده بردن فیلم مولانا در آمریکا، آموزش روش سماع در فیلادلفیا، ایجاد بودجه برای ساخت فیلم هالیوودی، اولین تمبر چهار جانبه ی به نام مولانا و بسیاری دیگر پاسداشت غربیان آثار خوانده ی مولاناست و کاش کسی می گفت موطن مولانا چه می کند در این گرامی داشت افتخار آمیز؟ مسئولین از یک سو و بی اعتنایی ما مردم نسبت به شناخت او نیز از سوی دیگر، مردمی که فریاد تمدن می زنند و جز نام مثنوی و آثار مولانا...
آری اینبار نمی توان سکوت کرد، مولوی بلخی است، بلخ از آب و خاک ایران ماست، خداوندگار بلخ و ایران افتخار من است و افتخار ماست و چه عادلانه که تاریخ به وظیفه ی خود عمل می کند و مولانا همواره در جهان به عنوان فرزند نمونه ی تمدن ایرانی است اما..........
آیا به راستی ایرانی که خود تمدنش را زیر سوال ویرانی می برد اجازه خواهد داد افرادی چون حافظ مولانا و ابن سینا و ابوریحان و رازی و یک یک زنجیره های فرهنگی بسته شده به کمان تیر دار آزادی آرش کمانگیر حسرتی برای آریایی زاده باشد و افتخاری باد آورده برای اعراب و ترکها؟

منابع:

www.7sangpersianE_zine.com

www.goodmorningafghanestan.htm
www.Irannewspaper.htm4)www.rune.org.uk






نوشته شده توسط :پویان پوروزیری
دوشنبه 19 مهر 1389-01:31 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر