تبلیغات
انجمن زبان انگلیسی آوا - نظریه ترجمه، دیروز و امروز دکتر علی خزاعی فر (دانشگاه فردوسی مشهد)
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

p

نظریه ترجمه، دیروز و امروز دکتر علی خزاعی فر (دانشگاه فردوسی مشهد)

در دوره ای که نیومارک (Newmark 1981) آن را دوره ما قبل زبان شناسی ترجمه می نامد، بحث درباره ترجمه حول یک سوال کلی صورت می گرفت و آن این بود که ترجمه باید به روش آزاد انجام شود یا روش نقل به عبارت. نظریه پرداز، که خود را مجبور به انتخاب این یا آن روش می دید، این پرسش را به صورت تجویزی ویا استناد به یکی از چهار عامل فرهنگی، اخلاقی، زبانی و زیبا شناختی و یا مجموعه ای از این عوامل پاسخ می داد. پاسخ هایی را که با استناد به عوامل مذکور داده شده می توان، به طور خلاصه، به صورت قضایای دوگانه متضاد به شرح زیر بیان کرد:

عامل فرهنگی
الف) ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را تا آنجا که لازم است باید تغییر داد تا با فرهنگ مقصد سازگاری پیدا کند.
ب) ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را باید با کمترین تغییر ترجمه کرد تا نمودار شیوه تفکر و بیان ملتی دیگر باشد.

عامل زبانی
الف) مترجم باید تاحد امکان کلمات و تعبیرات نویسنده را به کار ببرد و از این راه زبان مقصد را غنی سازد.
ب) مترجم باید تا حد امکان از کاربرد کلمات وتعبیرات نویسنده که زبان مقصد را فاسد می کند بپرهیزد.

عامل اخلاقی
الف) مترجم باید لفظ به لفظ به نویسنده متعهد باشد.
ب) مترجم باید به روح اثر متعهد باشد.

عامل زیبا شناختی
الف) مترجم باید با نقض قرارداد های عرفی زبان مقصد و آشنایی زدایی، غرابت زبانی متن اصلی را تا حد امکان به ترجمه منتقل کند.
ب) مترجم باید غرابت زبانی متن اصلی را به حداقل برساند و زبان ترجمه را تا حد امکان طبیعی و روان سازد.

احکام یاد شده، چنان که گفته شد، تجویزی اند و مبنایی ذهنی واعتباری دارند. هرکدام از آنها ممکن است در شرایط خاصی در جامعه ای مقبول واقع شوند و در شرایط خاصی دیگر نا مقبول. در تاریخ ملت ها، بسیار پیش آمده که زمانی یک حکم مقبول واقع شده و زمانی حکمی دیگر متضاد آن. مقبولیت این احکام، در نهایت تابع ذوق اهل قلم و شرایط اجتماعی و فرهنگی و زبانی هر دوره است.

در دوران جدید، به ویژه در سه چهار دهه اخیر که حوزه مطالعات ترجمه به تدریج شکل گرفته، نظریه پرداز ترجمه، وقتی صحبت از روش ترجمه می شود، همچنان خود را به اصول کلی این یا آن روش محدود می بیند. اما در اینجا تفاوتی اساسی وجود دارد. نظریه پرداز دیگر تجویز نمی کندبلکه با استناد به عوامل متعدد به خصوص نوع متن، به جای آنکه بگوید باید این یا آن روش را به کار برد، می گوید این یا آن روش برای ترجمه این یا ان نوع متن مناسب تر است و دلایل عینی خود را نیز ذکر می کند.

تبدیل شیوه کار نظریه پرداز از تجویزی به توصیفی اتفاق مبارکی است که در عرصه مطالعات ترجمه رخ داده است. این تبدیل پیامد های زیادی برای مترجمان دارد، از جمله آنکه مترجم مجبور نیست از روشی پیروی کند که در جامعه ادبی روش غالب در ترجمه به حساب می آید. انتخاب روش بستگی به مخاطب و به خصوص نوع متن دارد. انتخاب وقتی درست است که ترجمه برای خواننده مفید باشد یا روش با نوع متن تناسب داشته باشد. در واقع، انتخاب روش به مترجم واگذار شده است. مترجم برای انتخاب روش باید آگاهی داشته باشد و روش مناسب را با احساس مسئولیت و اعتماد به نفس برگزیند. این نکته دستاورد کمی نیست، هرچند که اهمیت آن همیشه به درستی درک نمی شود. کم نیستند مترجمانی که همه انواع متون را به یک روش ترجمه می کنند و برای انتخاب روش مناسب، آگاهی لازم و لذا اعتماد به نفس ندارند و دست به تجربه نمی زنند و ترجیح می دهند از روش غالب پیروی کنند.

در سه دهه اخیر، در حوزه مطالعات ترجمه، روش های بسیاری برای ترجمه انواع متون پیشنهاد شده است. این روش ها که بی گمان تا حدودی تداخل دارند، به دلیل تغییری بنیادی در دیدگاه محققان ترجمه پدیده آمده است، به طوری که اسنل هورنبی ( 1988, p36 Snell Hornby) می گوید: در دوران کلاسیک ، روش بررسی زبان و ترجمه چنین بود که جملات و به خصوص کلمات را از بافت جدا و به تفصیل بررسی می کردند. در دوره مطالعات ترجمه، محقق به شبکه ای از روابط علاقه مند است و اهمیت تک تک کلمات را، با توجه به اینکه تا چه حد با کل متن و موقعیت و فرهنگ ربط دارد، می سنجد.

برای آنکه با آراء ترجمه شناسان معاصر در باب روش ترجمه آشنا شویم، برخی از این روش ها را به اختصار شرح می دهیم. یادآور می شویم که بحث قدیمی در باب روش برتر ترجمه جای خود را به بحث درباره روش مناسب ترجمه داده و اساسا بحث روش ترجمه فقط یکی از موضوعات متعددی است که ترجمه شناسان معاصر به آن می پردازند. در بحث روش ترجمه، ترجمه شناسان معاصر نیز اصطلاحاتی همچون وفاداری، دقت، روانی، و تعادل را به کار می برند، اما با تعاریف کمابیش متفاوت. نظریات ترجمه شناسان امروزی، قبل از هر چیز، بیانگر اهمیت و وسعتی است که ترجمه در دوران دموکراتیک معاصر پیدا کرده است- دورانی که در آن خوانندگان ترجمه به علما و فضلای دانشگاهی محدود نیستند و ترجمه کار پیچیده ای به حساب می آید که از عوامل زبانی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، قومی، و سیاسی متاثر می شود.


روش های صوری و پویا

این دو اصطلاح را نایدا (Nida 1964) در محدوده ترجمه انجیل به کار برده است. در روش پویا1، ترجمه همان انفعالی را در خواننده پدید می آورد که متن اصلی در مخاطب آن پدید آورده است. برای این کار، مترجم از واژه های فرهنگی نا مانوس در زبان مقصد پرهیز می کند، اطلاعات نهفته در متن اصلی را به عبارت در می آورد، حشو را افزایش می دهد و در مجموع زبانی روان و طبیعی برای ترجمه بر می گزیند. برای مثال نایدا عبارت «بره خداوند» را به زبان اسکیمو به عبارت «سگ آبی خداوند» ترجمه کرد، زیرا در فرهنگ اسکیمو بره وجود ندارد. نایدا این روش را در ترجمه انجیل به کار برده؛ چون در ترجمه انجیل، هدف فقط ارائه اطلاعات به خواننده نیست بلکه ایجاد واکنش در او نسبت به پیام خداوند نیز هست.با این حال این روش در ترجمه دیگر انواع متون نیز کاربرد دارد. شاید بتوان گفت این روش سرآغاز نظریه های جدیدی است که در آنها به خواننده ، به نوع متن و به فرهنگ مخاطب، لااقل به اندازه متن اصلی، توجه می شود.در روش صوری2، مترجم هم عبارت اصلی و هم محتوا را بر می گرداند و ویژگی های صوری متن اصلی را به زبان مقصد انتقال می دهد. مترجم تلاش نمی کند متن را بر اساس اقتضاهای زبانی زبان مقصد بنویسد بلکه، بدون هیچ خلاقیتی و تا آنجا که در زبان مقصد غیرعادی جلوه نکند، ترتیب کلمات نویسنده و به طور کلی انشای عبارات و علائم سجاوندی متن و تقطیع پاراگراف ها را عینا در ترجمه حفظ می کند.در این ترجمه، جملات، هرچند از نظر دستوری درست اند، از نظر سبک انسجام ندارند. این روش، با همه محدودیت هایش، بهترین روش برای ترجمه بعضی متون به حساب می آید، مخصوصا متون مذهبی و متونی که در آنها مترجم مایل نیست شیوه بیان نویسنده را تغییر دهد.........(برای مشاهده بقیه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید!!! )

روش های ارتباطی و معنایی

دو اصطلاح روش ارتباطی3 و روش معنایی4 را پیتر نیومارک به کار برده است. در روش ارتباطی، چنان که از عنوان آن بر می آید، هدف مترجم ارتباط با خواننده است. در این روش مترجم آزادی بیشتری در تفسیر متن دارد؛ موارد ابهام یا اشکال را برطرف و متن را در چارچوب قرارداد های نحوی و معنایی و کاربردی زبان مقصد، بازنویسی می کند. در این روش، آنجا که بین دقت و روانی تعارض پیش آید، مترجم روانی را بر می گزیند. در روش معنایی – که عنوان چندان با مسمائی نیست– مترجم تا آنجا که قواعد نحوی و معنایی زبان مقصد اجازه دهد، صورت متن اصلی را در ترجمه حفظ می کند، به طوری که ترجمه شیوه تفکر و نحوه بیان نویسنده را عینا نشان می دهد.

شاید بهتر باشد این روش را روش دقیق بخوانیم؛ زیرا در این روش آنجا که بین دقت و روانی تعارض پیش آید، مترجم دقت را برمی گزیند. در این روش موارد ابهام و ناهمخوانی و حتی اشکالات متن اصلی به ترجمه راه پیدا می کنند و حاصل رنگ و بوی ترجمه دارد. این روش بیشتر در ترجمه متون ادبی به کار می رود – متونی که در آن چگونه گفتن به اندازه چه گفتن اهمیت دارد.

روش های آشکار و پنهان

دو اصطلاح روش پنهان5 و روش آشکار6 را جولیان هاوس(House 1989) به کار برده است. در روش پنهان، هدف نوشتن ترجمه ای است که اصیل جلوه کند، درست مثل متن اصلی که از نظر خوانندگان آن متنی اصیل و تالیفی به حساب می آید. به نظر هاوس، این روش برای ترجمه متونی مناسب است که جایگاه ویژه و مستقلی در زبان مبدا ندارند و به زبان، فرهنگ، سنت یا تاریخ چندان وابسته نیستند. در این موارد مترجم می تواند به جای ترجمه تک تک کلمات، کارکرد متن مبدا را در زبان مقصد بازآفرینی کند. آگهی های تجاری و متون مطبوعاتی از جمله متونی هستند که با این روش بهتر ترجمه می شوند.

برخی متون در زبان اصلی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردارند یعنی برای مخاطب خاصی نوشته شده اند یا به زبان، فرهنگ، سنت یا تاریخ بسیار وابسته اند. روش مناسب برای ترجمه این متون روش آشکار است. در این روش، هدف نوشتن متنی است که ترجمه بودن آن کاملا محسوس باشد. برای این کار کافی است برای کلمات متن مبدا معادل هایی متناظر در زبان مقصد پیدا کنیم بدون آنکه لازم باشد تغییراتی فرهنگی در متن پدید آوریم. این روش برای ترجمه خطابه های مذهبی و سخنرانی های سیاسی و برخی متون ادبی بسیار مناسب است.

روش های آشنایی زدایی و بومی سازی

دو اصطلاح آشنایی زدایی7 و بومی سازی8 را ونوتی (Venuti 1995) به کار برده است. در روش آشنایی زدایی، مترجم عمدا قراردادهای زبانی زبان مقصد را نقض می کند و بخشی از ویژگی های زبانی متن اصلی را به ترجمه انتقال می دهد. این روش از این سخن شلایرماخر9، در مورد روش مطلوب در ترجمه، الهام گرفته که می گوید: «مترجم تا حد امکان نویسنده را به حال خود رها می کند و خواننده را به سوی او می برد». به نظر ونوتی، این روش را باید در جوامعی مثل آمریکا به کار برد که در آن میلی به یادگیری زبان های دیگر و آشنایی با فرهنگ های دیگر وجود ندارد. در این جوامع، روش غالب در ترجمه روش بومی سازی است. مترجم در این جوامع با پیروی از روش آشنایی زدایی، می تواند شوک فرهنگی وارد کند. در روش آشنایی زدایی، مترجم پایبندی مطلق به قراردادهای زبانی و متنی فرهنگ مقصد نشان نمی دهد و در مواردی تعبیرهای فرهنگی زبان مبدا را عینا به متن ترجمه وارد می کند و در نهایت سبکی می آفریند که روان و متعارف نیست، به طوری که خواننده احساس می کند متن متعلق به زبان و فرهنگ دیگری است. ترجمه های ازرا پاوند10 و ترجمه معروف ناباکوف11 از منظومه پوشکین نمونه هایی از ترجمه آشنایی زدا در زبان انگلیسی به حساب می آیند.

ونوتی اصطلاح بومی سازی را با دید مثبت به کار نمی برد؛ زیرا روش بومی سازی روش متداول ترجمه در فرهنگ متکبر آمریکاست – فرهنگی که به زبان ها و فرهنگ های دیگر اعتنایی ندارد و مایل است همه چیز را به زبان روان و آشنای خود بخواند. کسی که به این روش ترجمه می کند مترجمی نامرئی است، چون اصلا وجودش در متن ترجمه احساس نمی شود. خواننده احساس نمی کند متنی را که می خواند ترجمه است. در این روش، مترجم اولا متنی را برای ترجمه بر می گزیند که بتواند به سهولت آن را به روش بومی سازی ترجمه کند؛ ثانیا متن را به زبان و سبکی روان ترجمه می کند تا ترجمه بودن متن را از چشم خواننده پنهان دارد. طبیعی است که مترجم، برای ایجاد سبکی روان و مطابق با انتظارات و سلیقه خواننده، مجبور است چیز هایی به متن بیفزاید و چیز هایی از آن کم کند. روش پیشنهادی ونوتی شاید برای فرهنگ آمریکا مناسب به نظر رسد چون خود شیفتگی زبانی و فرهنگی و دیگر ستیزی آن فرهنگ های دیگر را به چالش می کشد، اما بدیهی است که انتخاب روش درست ترجمه در سایر فرهنگ ها باید با ملاحظه عوامل فرهنگی خاص آن جوامع صورت گیرد.

روش دخل و تصرف

روش ترجمه با دخل و تصرف12 را لوئیس (Lewis 1985) با الهام از این سخن درایدا13 توصیف کرده است که می گوید: «ترجمه ای خوب است که در متن اصلی دخل و تصرف کند». در این روش، ترجمه مبتنی بر تفسیر است و در آن به ناچار (در مقایسه بامتن اصلی) قبض و بسط صورت می گیرد. مترجم از متابعت کورکورانه از زبان متن اصلی سر باز می زند و با فراتر رفتن از محدوده های متعارف زبان، اندیشه ای را که برای اهل زبان کاملا جدید است به زبانی کاملا غیر متعارف بیان می کند. مترجم کاربرد های متداول کلمات را تغییر می دهد و مراتب زبانی در متن اصلی و نیز انحراف های متن اصلی از معیار های زبان مبدا را با استفاده از ابزار زبان مقصد، بارز و برجسته می کند و در نهایت، زبان مقصد را آن قدر بسط می دهد تا بتواند آنچه را که در ترجمه به ناچار از دست می رود به نحوی جبران کند. مترجم هر قدر از دست رفته ها را بیشتر بتواند جبران کند وفادارتر است. بدیهی است این روش در ترجمه آن دسته از متون به کار می رود که در زبان مقصد از نو آوری های زبانی، ارزش های ادبی و قابلیت تفسیری خاص برخوردارند و ترجمه لفظ به لفظ آنها با ریخت و ریز بسیار همراه است و تصور درستی از متن اصلی به خواننده زبان مقصد نمی دهد.

روش های ترجمه محض و انتقال

ریس (Reiss 2000)، از بنیانگذاران مکتب نقش گرا در آلمان، در کتابی با عنوان احتمالات و محدودیت های نقد ترجمه، روشی عینی برای نقد ترجمه پیشنهاد می کند. او از یک طرف با نظریه پردازان سنتی ترجمه که برقراری تعادل را اساس کار ترجمه می دانند موافق است؛ اما از طرف دیگر اذعان دارد که در مواردی برقراری تعادل در سطح اندیشه یا صورت یا کارکرد ممکن و یامطلوب نیست. به عبارت دیگر، ریس دو روش ترجمه را می پذیرد: یکی روش ترجمه محض، دیگری روشی که او انتقال می نامد و در شرایط خاص به کار می رود. در روش ترجمه محض، مخاطب یا نقش متن در فرهنگ مقصد عوض نمی شود و متن بدون کمک توضیح و پانویس و انواع تغییر بیان، زبانی ساده تر و قابل فهم تر نمی یابد و مترجم در پی برقراری تعادل در سطح اندیشه، صورت یا نقش متن اصلی است. در روش انتقال، مترجم از مرزها و محدودیت های زبانی و فرهنگی فراتر می رود تا بتواند ترجمه ای را ارائه کند که در فرهنگ مقصد نقشی مشابه نقش متن اصلی در فرهنگ مبدا داشته باشد. معیار هایی که ریس به عنوان دستو رالعمل برای نقد ترجمه و به طریق اولی برای ترجمه پیشنهاد می کند نه به کلمات و ساختار های متن اصلی بلکه به نوع متن بستگی دارد. نوع متن روشن می کند که با توجه به هدف ترجمه، تعادل در چه سطحی باید برقرار شود.

ریس، بر اساس الگوی پیشنهادی روانشناس آلمانی، بوهلر (Buhler 1965)، برای متون سه نوع قائل است: متون اطلاع رسانی14، متون عاطفی15، و متون کنشی16. نقش اصلی متون نوع اول، چنان که از عنوان آن پیداست، اطلاع رسانی است و انتخاب زبان و سبک تابع این نقش است. در ترجمه این متون (کتب مرجع، نامه های اداری، اسناد رسمی و مقالات دانشگاهی)، مترجم باید به محتوا وفادار باشد ولی از جهت سبک، معیار های غالب در فرهنگ مقصد را مبنای کار قرار دهد. در متون عاطفی، عنصر زیباشناختی غالب است و ویژگی های سبکی جزئی از معنای متون به شمار می آید؛ زیرا تاثیری زیبا شناختی در خواننده دارد. مترجم باید نقش قالب این نوع متون را در ترجمه حفظ کند و با انتقال ویژگی های سبکی متن اصلی، به نوعی شباهت سبکی دست یابد. در متون کنشی، هدف نویسنده ان است که خواننده را ترغیب کند و او را به عملی خاص وا دارد. در این متون، محتوا و صورت تابع تاثیری است که قرار است متن در خواننده ایجاد کند. در ترجمه این نوع متون، مترجم باید زبان را طوری به کار برد که ترجمه واکنشی مشابه متن اصلی در خواننده پدید آورد. برای دستیابی به این هدف، گاه لازم می آید مترجم محتوا و یا ویژگی های سبکی متن اصلی را تغییر دهد. متن ممکن است متشکل از انواع متعدد باشد که هر کدام طبعا، در هر فرهنگ، ویژگی های قراردادی خاص خود را دارد. ریس از دید کارکردگرایی، توجه مترجم را به انواع متون ونقش های متفاوت آنها جلب و بر لزوم آشنا بودن مترجم با معیار ها و قراردادهای زبانی و فرهنگی حاکم بر انواع گونه ها تاکید می کند.

روش فرهنگ گرا یا خواننده مدار

روش فرهنگ گرا یا خواننده مدار را هانس ورمیر17، چهره شاخص مکتب نقش گرا، پیشنهاد کرده است. از نظر ورمیر، ترجمه فقط رویدادی زبانی نیست بلکه اساسا نوعی انتقال بین دو فرهنگ است. لذا مترجم باید نه فقط صاحب دو زبان بلکه صاحب دو فرهنگ باشد. همچنین، از آنجا که ترجمه عمل فرهنگی پیچیده ایست، نظریه پرداز ترجمه نمی تواند به نظریه ای صرفا زبانی اکتفا کند. متن اصلی از عناصری تشکیل شده که ممکن است به لفظ در آمده یا در نیامده باشند. ترجمه در موقعیتی جدید نوشته می شود تا با مخاطبی جدید و متفاوت ارتباط برقرار کند. پس نظریه ترجمه باید بر دو عامل عمده تکیه کند: فرهنگ مخاطبان ترجمه؛ نقشی که ترجمه قرار است در فرهنگ مقصد ایفا کند. بنابراین هر نظریه ترجمه باید مبتنی بر نظریه ای در زمینه فرهنگ باشد. آگاهی مترجم از نقش ترجمه در فرهنگ مقصد دست مترجم را در انتخاب روش ترجمه باز می گذارد. نظریه ورمیر مبتنی بر دو اصل است: یکی آنکه عمل انسان تابع هدف ان است؛ دیگر آنکه هدف با توجه به مخاطب تغییر می کند. ورمیر ترجمه را نوعی عمل می داند که مثل هر عمل دیگر، با هدف و مقصودی خاص صورت می گیرد. مترجم قبل از ترجمه باید هدف خود را از ترجمه مشخص کند. ترجمه از نظر ورمیر تابع دو قانون است؛ قانون انسجام و قانون وفاداری. انسجام یعنی سازگاری متن با موقعیت خود. بنا بر قانون انسجام، متن اصلی در فرهنگ خود متنی منسجم به حساب می آید، اما ممکن است ترجمه لفظ به لفظ آن در فرهنگ مقصد متنی منسجم به حساب نیاید. بنا بر قانون وفاداری، هرچند ترجمه تابع تفسیر مترجم از متن و نیز تابع هدف ترجمه است، اما نهایتا ترجمه با متن اصلی کاملا بیگانه نیست بلکه نوعی رابطه میان آن دو (انسجام بین دو متن) بر قرار است. در ترجمه متونی که نقشی متفاوت در زبان مقصد می یابند، وفاداری بین دو متن یا وفاداری مترجم به حداکثر می رسد؛ حال آنکه در ترجمه متون ادبی، انسجام بین ترجمه و متن اصلی دیگر ملاک نخواهد بود. بدین ترتیب، پایبندی به متن اصلی تابع هدف ترجمه است. اگر هدف ترجمه اقتضا کند که متن در فرهنگ مقصد نقش متفاوت پیدا کند، دیگر ضرورتی برای ایجاد انسجام بین دو متن وجود ندارد. معیار پسندگی متن است و آن انطباق متن است با هدف از پیش تعیین شده ترجمه.

روش خواننده محوری که ورمیر پیشنهاد می کند مورد مخالفت کسانی واقع شده که پایبندی به متن اصلی را قانون اخلاقی تغییر ناپذیر ترجمه می دانند. کریستین نورد18 که خود از طرفداران نظریه ورمیر است، به نقص اخلاقی این روش اشاره می کند و می گوید: «اگر متن طبق هدفی خاص ترجمه شود، مترجم نمی تواند ولو اینکه سفارش دهنده ترجمه بخواهد، در چهارچوب فرهنگی خاص هر هدفی را برای ترجمه هر نوع متن انتخاب کند. در هر جامعه، تصوری خاص نسبت به ترجمه وجود دارد و بدیهی است خواننده هر ترجمه را مطابق با همان تصور ارزیابی می کند و اگر مترجم تغییری در صورت یا معنی یا نقش ترجمه بدهد، خواننده ترجمه این تغییر را به حساب مولف می گذارد نه به حساب مترجم، مگر آنکه از قبل در جریان تغییراتی که در متن انجام شده است قرار گیرد. خواننده ترجمه باید به مترجم اعتماد کند و مترجم نیز آزادی کامل دارد تا با توجه به هدف خود، متن را ترجمه کند. اصل پایبندی، به مترجم حکم می کند که، اگر تغییرات انجام شده در متن با قرارداد های رایج در ترجمه و نیز انتظارات خواننده از ترجمه، ناسازگاری داشته باشد، خواننده را در جریان تغییرات قرار دهد.»


منابع:

House, Juliane (1989), "Translation Quality Assessment", Reading in Translation Theory, Andrew Chesterman (ed.), Helsinki: Oy Finn Lectura Ab.pp.157-161.                             
Lewis Philip (1985), "The Measure of Translation Effects", Difference in Translation,        Joseph Graham (ed.) Ithaca, New York: Cornell University Press.                                   
Newmark, Peter (1981), Approaches to Translation, Oxford, New York: Pergamon.         
Nida, Eugene A. (1964), Toward a Science of Translation, with special reference to         principles and procedures involved in Bible translating, Leiden: Brill.                               
Nord, Christian (1991), "Skopos, Loyalty and Translation Conventions", Target (3): pp.     91-109.                                                                                                                    
Reiss, Katharina (2000), Translation Criticism, the Potential and Limitations, tr. By Erroll   F. Rhodes, American Bible Society.                                                                             
Snell-Hornby, Mary (1988), Translation Studies: An Integrated Approach, Amsterdam-     Philadelphia: John Benjamins.                                                                                    
Venuti, Lawrence (1995), The Translator's Invisibility, London and New York: Routledge.    
Vermeer, Hans (1989), "Skopos and Commission in Translational Action", Reading in       Translation Theory, Andrew Chesterman (trans.), Helsinki: Oy Finn Lectura AB               

پانوشت ها:


 dynamic equivalence 2) formal equivalence 3) communicative method 4) semantic method 5) covert translation 6) overt translation 7) foreignization 8) domestication 9) Schleiermacher 10) Ezra Pound 11) V. Nabakov 12) Abusive translation 13) Derrida 14) Informative 15) Expressive 16) Operative 17) Hans Vermeer 18) Christian Nord


برگرفته از: نامه فرهنگستان



نوشته شده توسط :پویان پوروزیری
جمعه 14 آبان 1389-09:38 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر